تبليغاتX
موفقیت مال ماست اینو یادت نره

موفقیت مال ماست اینو یادت نره

شب قدر

شب قدر است اگر قدر بدانیم !

نمی دونم ولی آهایی اونایی که علی علی میگید ، آیا علی رو می شناسید ؟ بخدا نه ... اگه علی رو شناختید هرگز ... مثل همیشه سکوت ...

مولایم ، شهادتت برای ما سخت و برای تو شیرین است ... مولایم ، تو را به خدایمان و خدایمان را به تو سوگند می دهیم که شِفاعت مان کنی ....

یا علی

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 23:5  توسط ستاره  | 

تلنگر!

از این به بعد مطالب مهم و انتقادی این وبلاگ درقالب درد دلی با شهید محمد حسین علم الهدی نوشته خواهند شد، تا تلنگری باشد بر وجود بعضی افراد ...

 

سلام داداشی نازنینم ،

امروز سرشارم از گلایه . گلایه های یه نسل سومی که به قول شما نسل اولیا حرمت شکنه ! می خوام یه سوال بپرسم ازت داداشی ... مگه این نیست که ما حرمت شکنی رو باید از کسی یاد گرفته باشیم ؟ ها ؟ مگه این نیست که تا شما بزرگترا بهمون یاد ندین ما یاد نمی گیریم ؟ حالا چه با اعمالتون ... چه رفتاراتون ... و چه برخورداتون ..... خیلی ببخشیدا ، ولی همین دوستای شما به ما حرمت شکنی رو یاد دادن .... آره داداشم ، همین ... اصلا می دونی چیه ؟ بعضیا مثل اینکه یادشون رفته یه روزی خودشون هم تو خط شما بودن ! داداشی ، حالا من موندم و کلی حرف که نمی دونم کدومشون راست کدومشون دروغ ... من موندم و آدمایی که نمی شناسمشون. آدمایی که راست و دروغشون معلوم نیست ... داداشی چند مدت پیش رفتم یه جایی که کلی از همرزمات اونجا بودن ... ابراهیم همت ... حسین خرازی .... و خیلیای دیگه . همشون بودن . می دونی داداشی ، وقتی عکس حاج ابراهیم همت رو دیدم دلم شکست ... دلم گرفت ... دلم دیوونه شد داداشی ... شرمنده ی حاج همت شدم ... دارم آتیش می گیرم داداشی ... این چه رسمشه ... چرا دستمو نمی گیری ؟ چرا صدامو بهش نمی رسونی داداشی ؟ چرا شفاعتمو نمی کنی ؟ چرا ... داداشی تو این دنیایی که راست و دروغش معلوم نیست ، تو بهم کمک کن تا حقیقت رو بفهمم ... داداشی ، امان از زمانی که ببینی دارن رو تمام عقایدت خط بطلان می کشن ... امان از زمانی که ببینی دارن شعورت رو به بازی می گیرن ... امان از زمانی که بهت بگن نباید بفهمی ...  امان از دونستن داداشی ... امان از دونستن و نتونستن ... داداشی ، من حرمت شکن نیستم ... فقط گله دارم ازتون ... از شما که جنگیدین .... از بابام که جنگید ... اما ... درک می کنم که چرا جنگیدین ...  داداشی ، اینجا حراج حرمت هاست ... اینجا طوفان بی اعتقادی هاست ... اینجا دیگه کسی مهدی زین الدین رو نمی شناسه ... اینجا چمران فقط یه اسمه ... داداشی ، اینجا همه چیز خلاصه شده تو اسم خیابونا ... داداشی ، این همه کوچه و خیابون و مدرسه و بیمارستان و ... به اسمتون زدن ولی عوضش آرمان هاتون رو ، اهدافتون رو ، تمام عقایدتون رو بایگانی کردن ... داداشی ... اینجا... همیشه می رسم به این سه نقطه درد آور ... سکوت یه مهمون همیشگی یه واسه من ... دلم تنگه داداشی.... خوش به حالت ...

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 0:46  توسط ستاره  | 

من ... تو

من از تو نگفتم...

دور زمونه بدی شده ، غم آدما رو دلشون سنگینی می کنه اما کسی حاضر نمی شه چند دقیقه از وقتشو بده به اونا . تو می دونی چی می گم ؟ تا حالا غم و غصه ت رو دلت سنگینی کرده ؟ تا حالا شده از شدت غم و غصه بهت احساس انفجار دست بده و کسی نباشه حتی واسه اشکات ارزش قائل بشه . چی میشه اگه نمی تونن یکی از سنگریزه های این کوه غم رو بردارن ، لااقل سنگریزه های بیشتری به طرفمون پرتاب نکنن. بعضی هاشون حتی این کارم ازشون بر نمیاد. به جای مرهم نمک می پاشن رو زخم آدم . من زیاد دیدم ، زیاد کشیدم ، اما با تمام همه ی این بلاهاست که عاشقشونم . تنها جمله ای که می تونم به زبون بیارم می دونی چیه ؟ « خدایا شکرت ، خدایا عاشقتم. » من اگه بخوام چیز دیگه ای بگم شک نکن که خودخواه تر از من وجود نداره . این دله کوچولوی منه . همون که هیچکس بهش اهمیت نمی ده ، همونی که تو این دوره زمونه هر کی بهش رسیده لهش کرده ... ببین ... تو رو خدا ببین ... ببین چقدر خسته ست ... چقدر شکسته ست ... چقدر سرده ... اما ... همه ی اینا قشنگه همه ی اینا رویایی ... تو هم زمان دلتنگی رو دوس داری می دونم. آخه دلتنگی قشنگترین زمانه .

=============================

منو ببخش درنا جونم که این همه دیر شد ... تو که می دونی ....

سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني
شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني
آه باران من سراپاي وجودم آتش است
پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني

====================================

انتخابات است و به بنده هیچ ربطی ندارد!!!!!!!!! خواهشا سوال نفرمایید!

خودتان را هم بکشید رای نمی دهم !؟! رای نمی دهم !!

« نامبرده زیر سن قانونی می باشد ! و در ضمن طرفدار ... نیز می باشد !»

=====================================

دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد ، باشد.

 

یا علی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 11:45  توسط ستاره  | 

اهممممممممممممممممممممم

اين وبلاگ تا اطلاع ثانوي تعطيل است!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 15:49  توسط ستاره  |